رویدادها

سمينار "افغانستان در فنلند"

در روز دوشنبه تاريخ 7.12.2015 برابر با 17 قوس 1394 هجری خورشيدی، سمينار "افغانستان در فنلند" برگزار شد. اين سمينار با همکاری اکادمي فنلند- افغانستان، وزارت خارجه فنلند، کانون افغانستانيهای فنلند و اداره کل مهاجرت فنلند بطور مشترک برگزار گرديد.

هدف از برگزاری اين سمينار تبادل معلومات از اوضاع افغانستان، دلايل آمدن هزاران پناهجوی افغاني به فنلند و همچنين نگاهي به زندگي و وفق يابي افغانها در فنلند بود.

حدود 70 نفر در اين سمينار شرکت کرده بودند، که شامل کارمندان و مقامهای دولتي و شارواليها، منجمله از وزارت خارجه، اداره مهاجرت فنلند، وزارت داخله، وزارت کار و امور اقتصادی، شاروالي هلسينکي، سازمانهای غير دولتي، مانند صليب سرخ، سازمان های حقوق بشر، کيسه لوکيو، دهها تن از شخصيت های علمي و فرهنگي افغاني، بخصوص اعضای شورای رهبری کانون افغانستاني های فنلند، اعضای شورای رهبری اکادمي فنلند- افغانستان و همچنين تعداد زيادی از اعضای شورای علمي آن، حضور داشتند.

سمينار در سالن اداره کل مهاجرت فنلند، ساعت 11 قبل از ظهر شروع شد. در آغاز رئيس اداره کل مهاجرت، خانم يانا ووريو Jaana Vuorio به اشتراک کننده ها خوش آمد گفت و اظهار داشت، که اين سمينار مهم است. خانم ووريو گفت: اکثر پناهجويان افغاني که امثال به فنلند آمده اند، از سه قوم هزاره، پشتون و تاجيک مي باشند. هزاره ها بيشترين پناهجويان افغاني را تشکيل مي دهند. در سال 2015 حدود 5000 پناهجوی افغاني آمده اند، که %41 آنها، افراد زير سن 24 ساله هستند. رقم پناهجويان افغاني هر روز زيادتر مي شود و آمارها نشان مي دهند، که در هر هفته از هفته پيش تر، تعداد زياد تر مي آيند.

رئيس سمينار، دکتور انتيرو ليد زينگر Antero Leitzinger گفت: جنگ در سراسر افغانستان گسترش يافته است، اما از مقدار تلفات در جنگها آمار موثق و دقيق وجود ندارد. به هر حال، بر اساس آمار يوناما حدود 1500 تا 1600 نفر غير نظامي در جنگهای امسال کشته شده اند.

سخنراني سفير فنلند در افغانستان، خانم آنني ميسکانن Anne Meskanen

سفير فنلند خانم ميسکانن، در مورد اوضاع جاری افغانستان گفت: اوضاع امنيتي افغانستان ضعيف شده است. يکي از دلايل آن خروج اکثر نيروهای ناتو از افغانستان بوده است. در حال حاضر يک سوم (3/1) خاک افغانستان در کنترول دولت افغانستان است و يک سوم آن در کنترول طالبان و ديگر گروههای مسلح مخالف مي باشد. يک سوم ديگر آن نا معلوم است و مي شود گفت، که نه در کنترول دولت و نه در کنترول طالبان است، بلکه توسط سران اقوام و متنفذين اداره مي شود. در جنگها ميزان تلفات غير نظاميان افزايش يافته است. از جانب ديگر گروه نو بنياد داعش نيز در افغانستان حضور دارد و در جامعه، ترس و نگراني ايجاد کرده است. تخمين مي شود، که داعش حدود 3000 نفر نظامي در افغانستان داشته باشد، که حدود 500 تا 600 نفر آنها خارجي و بقيه شان افغاني مي باشند. بيشتر ساحات نفوذ داعش در حال حاضر مناطق شرقي افغانستان است. روسيه و کشورهای آسيای مرکزی از وجود داعش در افغانستان اظهار نگراني نموده اند. از جانب ديگر برای کشورهای آسيای ميانه کنترول مرزهايشان دشوار است. چنين تصور مي شود، که اهداف اصلي داعش اسيای مرکزی باشد.

سفير فنلند در ادامۀ صحبتهايش گفت: مشکلات اجتماعي افغانستان بي شمار است. %60 مردم فقير اند. %30 آنها در زير خط فقر قرار دارند. مردم به پوليس اعتماد ندارند. ميزان فساد اداری در دولت بالا است. اداره عدلي و قضايي افغانستان تاهنوز خوب و درست ايفای وظيفه نمي کنند. وضعيت زنان و اطفال شديدا" نگران کننده است. تخمين مي شود، که حدود %50 مردم بيکار باشند. مواد مخدر يکي از چالش ها و مشکلات اساسي افغانستان است. واليان در ولايات حکومت مي کنند و حکومت از مرکز تسلط چندان بر آنها ندارند.

بر اساس تحقيقات بنياد آسيا که يک موسسه پژوهشي قابل اعتماد است، با اينکه ميزان بيکاری به نسبت سال 2013 کمتر است، اما با آن هم، فقط %30 مردم افغانستان بر اين باور هستند، که اوضاع بسمت درست پيش مي روند و ديد مثبت به وضعيت فعلي دارند. اکثريت مردم نسبت به اوضاع کشورشان ناراض هستند. مردم زيادتر از وضعيت اقتصادی و امنيتي نگران مي باشند و اعتماد شان به دولت کاهش يافته است.

سفير فنلند گفت: روند مهاجرت در افغانستان کاهش نخواهد يافت و اين يک معضل سياسي است. در ميان مهاجران، تحصيل کرده ها و مغزهای متفکر نيز از کشور خارج مي شوند و اين برای افغانستان بسيار يک زياد کلان است. انتظار ما اين است که افغانستان پناهجوياني را که قبول نمي شوند، پس بپذيرد. مذاکرات ما در اين رابطه جريان دارد. چنانچه افغانستان قبول نکند، ما در کمکهای خود تجديد نظر خواهيم کرد. همانطوری که کشور ناروی اين کار را کرده است.

سفير فنلند، گفت که دولت افغانستان با جامعه بين المللي قرار دادهايي را امضاء کرده است، اما اين قراردادها خوب رعايت نمي شوند. در يک دهۀ گذشته افغانستان از لحاظ تحصيلي و اقتصادی پيشرفت کرده است، که نتيجه آن رشد طبقه متوسط جامعه است. حالا که وضعيت اقتصادی افغانستان خراب تر شده است، اين طبقه متوسط بسوی اروپا و ديگر کشورهای غربي در حال مهاجرت هستند. به هر حال وضعيت طوری است، که افغانستان بدون کمک جامعۀ جهاني نمي تواند از پس مشکلات خودش بر بيايد. از جانب ديگر جامعۀ جهاني از اشتباهات گذشته درس عبرت نگرفته است. آنچه که مسلم است اين است، که افغانستان هنوز هم نياز به کمک و حمايت دارد و کشور فقير و نا امن است.

سفير فنلند در ادامۀ صحبت هايش گفت، که مالکيت مهم است. اين موضوع که افغانستان خودش را صاحب خاک و مسئول اداره و رهبری کشورش بداند اهميت دارد. اين نيز مهم است، که افغانستان به تعهدات خود عمل کند. دو کنفرانس بين المللي در سال آينده برای افغانستان برگزار خواهد شد، که يکي در تابستان در پولند برای مسايل امنيتي و نظامي و ديگری در خزان در بروکسل برای مسايل اقتصادی و کمکها خواهد بود. علاوه بر همکاريها و کمکهای بين المللي، بايد به همکاريهای منطقه ای نيز توجه شود، چون افغانستان در يک منطقه خيلي دشوار قرار دارد و ضرورت به همکاريهای منطقه ای است.

يک مشکل اين است، که همسايه های افغانستان هر کدام فقط منافع خود را دنبال مي کنند و اين مسئله يکي از دلايل دوام مشکلات در افغانستان بوده است.

فنلند در همکاری با جامعه جهاني برای بهبود اوضاع و حکومت داری خوب در افغانستان تلاش مي کند. قوای نظامي فنلند بعد از سال 2015 نيز در افغانستان خواهد ماند و نيروهای ما در مزار شريف و کابل به پوليس و اردوی ملي افغانستان آموزش مي دهند. فنلند به حمايت خود از دولت افغانستان ادامه خواهد داد. در امور تعليم و تربيه، امور حقوق بشر و بهبود جايگاه و وضعيت زنان، به افغانستان کمک مالي مي کند. از نظر ما در افغانستان بهبود اوضاع امنيتي و اقتصادی هردو مهم هستند. مردم اگر امنيت، کار و در آمد نداشته باشند، ناچار خواهند شد، که مهاجرت کنند. به کمک های مالي برای توسعه ای اقتصادی و همچنين حمايت های سياسي و بشردوستانه، برای ثبات و تامين امنيت نياز است.

سحنراني دکتور واک

سخنران بعدی، دکتور غلام احمد واکاز اعضای شورای رهبری اکادمي فنلند- افغانستان بود، که در رابطه با تاريخ 40 دهه افغانستان به زبان انگليسي صحبت نمود.

دکتور واک گفت: افغانستان يک کشور کوهستاني است و در چهار راه آسيا موقعيت دارد، که آنرا قلب آسيا نيز مي گويند. افغانستان از زمانهای قبل از ميلاد تاکنون تاريخ طولاني دارد. در زمان انتشار اسلام، افغانستان بنام خراسان و بعد از سال 1747 بنام افغانستان نام گذاری شد. سرحدات افغانستان در هر دوره تاريخي کوچکتر و کوچکتر شده است. در طول تاريخ، جهان گشايان زيادی به افغانستان حمله کرده اند و افغانستان بارها بر اثر جنگها خراب شده و دوباره ساخته شده است. همچنين جنگجويان زيادی از افغانستان پناه خواسته و مردم افغانستان اکنون از نژادها و اقوام مختلفي هستند و به زبانهای متعددی تکلم مي نمايند. مردم افغانستان با تمدن های مختلف در طول تاريخ کهن شان در تماس و ارتباط بوده اند.

تخمين مي شود، که افغانستان حدود 30 ميليون جمعيت داشته باشد. در افغانستان حدود 40 نژاد متنوع زندگي مي کنند. پشتون، تاجيک، هزاره، ازبک، ترکمن، ايماق، پشه ای، بلوچ، نورستاني و ديگر اقوام و نژادها در افغانستان بود و باش دارند. %99 مردم، مسلمان هستند و %1 هندو و سيک مي باشند. در افغانستان حدود 30 زبان است و در ميان آنها زبان های پشتو و دری و ازبکي مهم تر هستند.

مطالعه افغانستان، نياز به يک تحقيق وسيع و دقيق دارد و اين مسئوليت به دوش نسل جوان افغانستان خواهد بود. اميد جامعه به نسل جوان افغانستان بيشتر است تا روی مسايل افغانستان مطالعه و تحقيق نمايند.

دکتور واک در ادامۀ سخنراني اش گفت: در سال 1964 با تدوين قانون اساسي جديد، تعدادی از احزاب فعال شدند، که از جمله حزب دموکراتيک خلق افغانستان و احزاب اسلامي نفوذ بيشتر پيدا کردند و آنها اغلب از سوی کشورهای همسايه حمايت مالي مي شدند. احزاب اسلامي را پاکستان و حزب دموکراتيک خلق را اتحاد جماهير شوروی سابق حمايت مالي مي کردند و همين مداخلات باعث اختلافات و نزاعها بين احزاب راست و چپ شد، که از سال 1973 تشديد آن شروع و تا سال 2001 ادامه يافت. در سال 1978 حزب دموکراتيک خلق افغانستان در طي يک کودتای نظامي به قدرت رسيد و در مقابل آن احزاب اسلامي به مخالفت پرداختند و نام آنرا جهاد ناميدند. سر انجام، گروههای مجاهدين در سال 1992 قدرت را تصاحب شدند و جنگهای داخلي ميان آنها ادامه يافتند. دوام جنگها بين گروههای مجاهدين باعث بوجود آمدن طالبان شد. گروه طالبان در سال 1996 کابل را تصرف کرد و با گروههای مجاهدين وارد جنگ شد. اين گروه بزودی بر اکثر نقاط افغانستان مسلط گرديد.

در سال 2001 حکومت طالبان توسط ائتلاف بين المللي سقوط کرد و فصل نو در تاريخ افغانستان با حضور جامعه جهاني بوجود آمد. دولت جمهوری اسلامي افغانستان تحت رهبری حامد کرزی تشکيل شد. حامد کرزی دوبار رئيس جمهور افغانستان انتخاب شد. در سال 2014 رئيس جمهور اشرف غني به قدرت رسيد و حکومت ائتلافي وحدت ملي را ايجاد نمود.

بعد از سقوط حکومت طالبان، تاکنون سه بار لويه جرگه تشکيل شده است. لويه جرگۀ اول، قانون اساسي را تصويب کرد که بر اساس آن دولت افغانستان دارای يک رئيس جمهور، قوه قضائيه و قوه مققنه که شامل ولسي جرگه و مشرانو جرگه است.

جنگ ها در افغانستان دوام يافته اند. متاسفانه ائتلاف بين المللي نتوانسته است، که جنگ را خاتمه بدهد. قوای بين المللي خروج شان را از افغانستان آغاز کردند، که اين کار باعث دوام جنگها خواهد شد و افغانستان به يک بحران جدی مواجه مي گردد.

دکتور پاولي ياروين پا Dr. Pauli Järvenpää

دکتور پاولي ياروين پا، سفير سابق فنلند در افغانستان و فعلا" رئيس مرکز مطالعات و پژوهش بين المللي در امور امنيتي و دفاعي، در خصوص اوضاع امنيتي افغانستان صحبت نمود: پلان امنيتي جامعه جهاني در افغانستان اين بود که سطح قوای مسلح افغانستان تا سيصدو پنجاه هزار نفر ارتقاء يابد، که در تشکيلات اردو، پوليس و امنيت ملي افغانستان برای تامين امنيت آن کشور خدمت کنند. البته حالا معلوم نيست، که رقم دقيق نيروهای مسلح افغانستان چقدر است. امکان دارد، که دوصدو سي هزار تا دو صدو چهل هزار نفر نيرو در کل قوای مسلح افغانستان باشد. چهار ميليارد دالر در سال مخارج قوای مسلح افغانستان است، که از طرف جامعه جهاني، مخصوصا" سازمان نظامي ناتو و ايالات متحده امريکا به افغانستان کمک مي شود. انگيزه و فساد مالي از مشکلات و چالش های بزرگ در دستگاه امنيتي و نظامي افغانستان بوده است. تلاش شده است، که سطح آموزش های نظامي با کيفيت باشند، ولي يک مشکل مقدار سواد نظاميان بوده است. تنها يک ششم (6/1) نيروهای مسلح افغانستان با سواد هستند. در اين سمينار گفته شد، که حدود يک سوم (3/1) خاک افغانستان در تصرف طالبان و ديگر گروههای شورشي است، من اين موضوع را نه تائيد و نه رد مي کنم، چون در تحقيقات چنين چيزی را نديده ام. بنظر من، رقم يک چهارم (4/1) نزديک تر به واقعيت است تا رقم يک سوم (3/1. گفته مي شود، که طالبان در ولايت های چون قندهار، ميدان وردک، هلمند و زابل پايگاههای ثابت دارند و حضور آنها در آنجا قوی تر از ديگر ولايت ها است. در مناطق دور افتاده و دهات نفوذ و حضور طالبان بيشتر از شهرها است و برای نيروهای دولتي افغانستان دشوار است که طالبان را در آن مناطق دور افتاده شکست دهد. نفوذ طالبان در مناطق جنوبي و شرقي زيادتر و قوی تر از ساير مناطق است.

دکتور ياروين پا گفت: حملات انتحاری تبديل به يک واقعۀ روز مره در افغانستان است و هر روز در نقاط مختلف افغانستان رخ مي دهد. اصل انديشه ای حمله انتحاری از بيرون از افغانستان به آن کشور آمده و يک پديده وارد شده به افغانستان است. حدود 5 يا 6 سال قبل روش استفاده از حمله انتحاری وارد افغانستان شد. پيش از اين در فرهنگ افغاني، حمله انتحاری نبوده است. انتحار کننده ها مغز شويي مي شوند و به آنها وعده های رفتن به بهشت داده مي شود. در حملات انتحاری، بيشترين قربانيان افراد ملکي، مخصوصا" زنان و اطفال بوده اند.

اوضاع امنيتي افغانستان در سال 2015 کمي متفاوت تر از سالهای قبل آن بوده است. در اين سال، مسئوليت تامين امنيت بر عهده خود نيروهای افغانستان بوده است. از جانب ديگر شکل حملات مخالفان دولت نيز متفاوت تر از سالهای قبل بوده است. طالبان روش های حملات خود را سال به سال تغيير داده اند. قبلا" طالبان با تمام توان شان به نيروهای افغاني و خارجي حمله مي کردند، اما حالا آنها اين کار را کمتر مي کنند. طالبان در حال حاضر زيادتر به مراکز پوليس، بازارها و جشن های عروسي حمله مي کنند تا باعث وحشت و ترس در جامعه شود.

آيندۀ افغانستان: داکتر پاولي ياروين پا، در ادامه سخنانش به آينده افغانستان اشاره داشت. وی گفت: در حال حاضر موقعيت زنان و اطفال نسبت به سالهای قبل، ضعيف تر شده است، اما چيزهای مثبت نيز در افغانستان زياد اند. مخصوصا" در عرصه های تعليم و تربيت و امور صحي. داکتر ياروين پا گفت، بنظر من هردو جانب درگير در جنگ خسته شده اند. وضعيت طوری است، که هردو جانب در گير، مانند دو بوکسور در ميدان مبارزه آخرين زور آزمايي شان را انجام مي دهند. مشت های يک بوکسور خسته چندان شديد و خطر ناک نيستند. دوام سالها جنگ، جنگجويان را خسته ساخته است و با تمام خطرها، حملات آنها زياد نگران کننده نيستند.

سخنراني دکتور اوللي روهومکي Olli Ruohomäki

دکتور اوللي روهومکي، مسئول امور جنوب آسيای وزارت خارجۀ فنلند، در خصوص روابط فنلند- افغانستان سخنراني کرد. وی گفت: من تاکنون سفرهای زيادی به افغانستان داشته ام. از اين سفرها خيلي لذت برده ام. افغانستان کشور بسيار زيبا است، که دارای فرهنگ و تمدن کهن بوده و در گذشته در مسير جاده ابريشم قرار داشته است. من از افغانستان و مردم آن خوشم مي آيد. افغانها مردم مقاوم و قوی هستند، که از چالش ها و خطرها موفق بيرون مي شوند. طبيعت افغانستان، طوری است که زندگي در آن آسان نيست، اما افغانها در آنجا بزرگ شده و اين طبيعت دشوار آنها را مقاوم و موفق پرورانده است.

افغانستان از اولين کشورهايي بود، که استقلال فنلند را برسميت شناخت. در سال 1928 قرار داد دوستي بين دو کشور امضاء شد. فنلند و افغانستان در سال 1956 روابط ديپلماتيک برقرار کرد. فنلند از سال 2002 تا سال 2015 به مبلغ 254 ميليون يورو به افغانستان کمک کرده است، که برای يک کشور کوچکي چون فنلند، اين رقم، مبلغ زياد است. ميزان کمک های ما به افغانستان، سالانه 30 ميليون يورو است. زيادتر اين کمک ها در امور قضايي و امنيتي برای ثبات و بهبود حاکميت قانون مصرف شده است، مسايلي چون آموزش نيروهای پوليس و اردوی افغانستان، امور عدلي و قضايي برای حکومت داری خوب، امور حقوق بشر، امور تعليم و تربيت، مخصوصا" برای آموزش زنان و دختران، همچنين در امور باز سازی افغانستان برای ما اوليت داشته اند. کمک های فنلند از طريق سازمانهای معتبر بين المللي و يا ملي ارائه گرديده اند.

تا بحال حدود 2000 هزار عسکر فنلندی در تشکيلات قوای ايساف در افغانستان خدمت کرده اند. فنلند در افغانستان نام نيک و موقعيت خوب دارد. روابط اقتصادی ما با افغانستان رو به افزايش بوده است. صادارت افغانستان به فنلند 7.6 ميليون يورو در سال بوده است و صادرات فنلند به افغانستان حدود 2 ميليون يورو بوده است. بيشتر صادارت ما در شرکت مخابرات تلي سونورا بوده است که در کمپني مخابراتي روشن اشتراک دارد. کمپني روشن بيشترين ماليات را به افغانستان مي دهد، که رقم آن %5 بودجه افغانستان است. لذا فنلند در عايدات سالانه دولت افغانستان از طريق کمپني تلي سونورا که شريک کمپني روشن است، نقش دارد. ما در امور معادن افغانستان علاقمند هستيم. افغانستان کشور سرشار از معادن و منابع طبيعي است.

ما خواهان آن هستيم، که در افغانستان صلح و امنيت برقرار شود و اوضاع آن کشور بهبود يابد.

افغانستان وضعيت شکننده دارد. انکشاف و توسعه بايد در آن ادامه يابد. يک مشکل عمده، که مسئله روز نيز است، مهاجرت مي باشد. تعداد زيادی از افغانها مهاجر شده اند و به فنلند نيز آمده اند.

يک سوم (3/1) افغانستان در تصرف و کنترول گروه های شورشي است. يک سوم آن در کنترول دولت و يک سوم ديگر آن نامعلوم است، که احتمالا" در کنترول سران قومي و افراد بانفوذ و زورمند است.

در انتقال قدرت به دولت افغانستان، سه مسئله اساسي مهم بوده است: اول انتقال مسئوليت امور امنيتي، دوم اقتدار و ثبات سياسي و سوم امور اقتصادی.

در ساعت يک بجه تفريح اعلان شد و از شرکت کننده گان پذيرايي گرديد.

از ساعت 13.10 سمينار دوباره ادامه يافت.

سخنراني آقای ياسين رضايي

آقای ياسين رضايي، نماينده کانون افغانستاني های فنلند در رابطه با اينکه چرا افغانها مجبور به ترک وطن خود مي شوند و مهاجرت مي کنند، معلومات داد. در آغاز، آقای رضايي خود را معرفي کرد و گفت: من ياسين رضايي هستم. در سال 2001 از طريق سازمان ملل به فنلند مهاجرت کردم. در فنلند تحصيلات خود را گذرانده و از دانشگاه فارغ التحصيل شدم. اکنون در شاوالي ميککلي Mikkeli مشغول وظيفه در امور کاريابي برای مهاجرين هستم.

آقای رضايي در بارۀ اوضاع جاری افغانستان گفت: افغانها نمي خواهند، که از کشور خود خارج شوند، بلکه مجبور مي شوند که کشور شان را ترک کنند. چهار دليل اساسي وجود دارد که افغانها به کشورهای غربي آمده و تقاضای پناهندگي مي کنند. اول اينکه، کشورهای غربي بخاطر دوام جنگ ها خسته شده اند و تصميم گرفته اند، که قوای خود را از افغانستان خارج کنند. آن تعداد از نيروهای ائتلاف بين المللي که در افغانستان باقي مانده اند، نقش آنها از جنگ مستقيم با طالبان به آموزش قوای مسلح افغانستان تغيير کرده است. نيروهای دولت افغانستان به تنهايي مسئوليت تامين امنيت را برعهده گرفته اند. اين ها باعث تقويت روحيه طالبان شده و جنگهای خود را شدت داده اند، که در نتيجه ناامني ها زيادتر شده و روی روحيه مردم تاثير منفي گذاشته است. همچنين فساد اداری در دستگاه دولت بالا است. خيلي از والي ها آغوشته به فساد هستند و واليان فاسد تقريبا" مستقل از دولت آنطوری که خود شان مي خواهند حکومت مي کنند. علاوه بر واليان، جنگ سالاران، طالبان و سران قومي نيز بخشهايي از کشور را تحت کنترول و نفوذ خود دارند. گروههای دهشت افگن داعش و القاعده نيز در افغانستان حضور دارند. اوضاع امنيتي افغانستان هر روز بدتر و وخيم تر شده است. دستگاه عدلي و قضايي افغانستان نيز خوب فعال نيستند.

دوم اينکه، دامنۀ جنگ ها به سراسر کشور گسترش يافته است. اکنون هيچ جای افغانستان امن نيست. در حال حاضر در بيشتر از 13 ولايت افغانستان در نقاط مختلف بشدت جنگ است. طالبان در بعضي نقاط پايگاههای ثابت دارند، که از کنترول دولت خارج هستند. در آن نقاط طالبان مطابق به شيوه های خشن خود حکومت مي کنند. همچنين طالبان پايگاههای غير ثابت دارند، که مطابق به پلانهای شان، جنگ ها را از يک منطقه به منطقه ای ديگر دوام مي دهند. لذا نمي توان گفت، که کدام ولايت های افغانستان امن و کدام ولايت های آن نا امن هستند، چون جنگها از يک منطقه به منطقه ای ديگر منتقل مي شوند و قابل پيش بيني نيستند.

دليل سوم اينکه، بعضي از کشورهای همسايۀ افغانستان از جوانان مهاجر افغاني سوء استفاده مي کنند و آنها را در جنگها و اعمال سياست های خود شان بکار مي گيرند. در پاکستان، از جوانان افغاني برای جنگ درافغانستان استفاده مي شود. در ايران از مهاجرين افغاني برای جنگ در سوريه استفاده مي گردد. طبق گزارشهای رسانه های معتبر بين المللي مانند صدای امريکا، بي بي سي و غيره، هزاران جوان افغاني از سوی ايران به جنگ سوريه فرستاده شده اند. بنا بر اخبار رسانه های بين المللي بين ده تا بيست هزار جوان افغاني از سوی ايران در جنگهای سوريه فرستاده شده اند.

دليل چهارم مهاجرت افغانها اين است، که اقشار اسيب پذير جامعه مانند زنان، اطفال و اقليت های قومي و مذهبي با خطر زيادتر مواجه شده اند. در سال جاری، خشونت عليه زنان زياد تر شده است. در مورد اقليت ها، بعنوان مثال مناطق مرکزی افغانستان نا امن شده است. راههای مناطق مرکزی افغانستان در محاصره طالبان است. مردم اين ولايات، مخصوصا" هزاره ها در مسير راهها امنيت ندارند. همچنين در جاده ها مانند راههای هرات- کابل مسافران هزاره از ميان ساير مسافران جدا کرده شده و ربوده مي شوند. در ماه گذشته، چندين غير نظامي هزاره که شامل چند زن و يک طفل نيز بود، از سوی گروه داعش و طالبان سربريده شدند، که مورد اعتراضات وسيع صدها هزار نفر در کابل و ديگر نقاط افغانستان قرار گرفت و اين جنايت در سطح ملي محکوم گرديد. بنا" نا امني و ديگر مشکلات باعث شده اند، که افغانها مجبور به ترک کشور شان شوند، که البته هنوز هم قشر اعظم آنها در کشورهای همجوار افغانستان بسر مي برند و در آنجا نيز زندگي شان با مشکلات روبرو است و ناچار مي شوند، که بسوی اروپا آمده و درخواست پناهندگي کنند.

ما از مقامات فنلند، تقاضامنديم، که درخواست های پناهجويان افغاني را با حوصله مندی و دقت بررسي کنند و به آنها جواب مثبت دهند، زيرا بحث سرنوشت و زندگي آنها مطرح است. از جانب ديگر، جامعه فنلند بشدت با کمبود نيروی کار مواجه است و پناهجويان مي توانند اين کمبود را برطرف کنند. اکثر پناهجويان جوانان هستند و آنها زبان فنلندی و سوئدی را زود مي آموزند و خيلي زود آماده کار مي شوند و و اين به نفع فنلند است، که آنها در فنلند مانده گارشوند و کمبود نيرو کار فنلند را جبران نمايند.

سخراني داکتر لينا کارتيننDr. Leena Kaartinen

سخنران بعدی، داکتر لينا کارتينن بود، که در رابطه با پناهجويان افغاني در يونان صحبت کرد. داکتر لينا، که نويسنده و داکتر طب است، زيادتر از سي سال عمر عزيز خود را در دهات افغانستان در امور صحي برای خدمت به مردم فقير افغانستان سپری نموده و چندين کتاب در رابطه با افغانستان نوشته است، افغانستان را وطن دوم خود مي داند و به زبان دری صحبت مي کند. داکتر لينا از چشم ديدهای خود در افغانستان گفت، که چگونه در مناطق مرکزی زندگي مردم با مشکلات مواجه است. داکتر لينا اخيرا" به يونان رفت تا در آنجا به پناهجويان افغاني بطور داوطلبانه کمک نمايد.

وی در اين سمينار از چشم ديدها و خاطرات تلخ و شرين خود در افغانستان و همچنين يونان معلومات داد. وی نيز مانند ديگر سخنرانان از اوضاع امنيتي افغانستان اظهار نگراني کرد. داکتر لينا از سال 1971 بعنوان داکتر در قريه های مناطق مرکزی افغانستان خدمت کرد و در سال 2006 تقاعد نمود. امسال داکتر لينا از طريق يک سازمان خيريه به يونان رفت و در آنجا به مهاجرين افغاني خدمات صحي، غذا، مکان استحمام رايگان تقديم نمودند. داکتر لينا توضيح داد که در يونان عده ای از مهاجرين افغاني از ايران آمده بودند و آنها از زندگي شان در کشور ايران شکايت داشتند که با آنها برخورد تبعيض آميز مي شده است. بعضي ها هم بخاطری که اعضای خانواده شان در اروپا هستند، امده بودند تا با آنها ملحق شده و يکجا زندگي کنند.

سخنراني آقای حامد شفايي

آخرين سخن ران، حامد شفايي بود، که به نمايندگي از شاروالي هلسينکي در رابطه با تاريخچه مهاجرت افغانها به فنلند و زندگي و وفق يابي آنها معلومات صحبت نمود. آقای شفايي گفت: در سال 1993 که خودش نيز در آن زمان به فنلند مهاجرت کرده بود، فقط 13 نفر از افغانها در فنلند زندگي مي کردند، که عده ای از آنها پناهنده و عده ای ديگر شان با فنلندي ها ازدواج کرده بودند. تا سال 2000 تعداد افغانها کمتر از 1000 نفر بودند. بعد از آن، هر سال بين 100 تا 200 نفر پناهنده افغاني از طريق سازمان ملل به فنلند پذيرفته شده و در نقاط مختلف فنلند اسکان داده شدند. علاوه بر آنها، صدها تن ديگر از طريق الحاق خانواده و يا از راه پروسه درخواست پناهندگي قبول شدند و به اين طريق سال به سال تعداد افغانهای فنلند زيادتر شدند. اکنون زيادتر از 12 هزار نفر افغاني در فنلند زندگي مي کنند، که طبق آمار اداره کل مهاجرت حدود سه هزار نفر شان تابعيت فنلند را گرفته اند. حدود 5000 نفر پناهجوی افغاني در کمپ ها منتظر جواب درخواست پناهندگي شان هستند. افغانهای فنلند از اقوام و گروههای مختلف هستند. در ميان آنها هم اقشار مذهبي و هم سکولار وجود دارند، اما همگي بدون تنش و نزاع، بطور مسالمت آميز در فنلند زندگي مي کنند. افغانها در سراسر فنلند، مخصوصا" در شهرهای بزرگ زندگي مي کنند، اما در مناطق جنوب فنلند مانند شهرهای هلسينکي، تامپری، اسپو، توکو زيادتر هستند. در کل فنلند، حدود 10 انجمن افغاني فعال است، که اکثر آنها انجمن های محلي هستند. اولين نهاد افغاني ثبت شده در فنلند، سازمان حقوق بشر افغانستان بود، که در سال 1996 ثبت شد و در همان سال اولين کنفرانس بين المللي حقوق بشر در امور افغانستان در هلسينکي برگزار گرديد. بعد از آن، در سال 1999 تا 2000 انجمن افغانها در هلسينکي تاسيس شد، که پروسه تاسيس آن حدود شش ماه طول کشيد. سپس انجمن های افغاني در تامپری، نوکيا، يواسکوله و بعضي شهرهای ديگر ايجاد شدند. کانون افغانستاني های فنلند يک ارگان سرتاسری است، که در سال 2003 تشکيل گرديد. کانون تابحال يک نهاد بسيار فعال بوده است. در آغاز سال 2015 اکادمي فنلند- افغانستان با همکاری شخصيت های علمي افغانستان و فنلند و وزارت خارجه هردو کشور تاسيس شد. فعاليت های اکادمي در فنلند و افغانستان در حال توسعه است.

آقای شفايي، زندگي افغانها را در سه شهر فنلند مورد مطالعه و پژوهش قرار داده بود و نتايج تحقيقات خود را برای اشتراک کننده گان ارائه نمود. تحقيقات وی که شامل مصاحبه با افغانها در اين سه شهر بود، از طريق پاورپوينت بطور جامع در 10 صفحه ارائه گرديد و مورد توجه و علاقمندی اشتراک کننده ها قرار گرفت. طبق اين تحقيق، ميزان بيکاری افغانها در اين شهرها کم بوده و اکثر افغانها مشغول کار و تحصيل هستند. رشد کارهای خصوصي در بين افغانها بين 3 تا 5 في صد بوده است که اين رقم در حال توسعه است. در بعضي از شهرها مانند تامپره و يواسکوله اين رقم بالاتر است. همچنين عده ای از افغانها که کار دائم دارند، خانه های شخصي خريده اند، که اين يک گام مثبت در پيشرفت و موفقيت افغانها است.

بيشتر افغانها در مغازه ها و فروشگاهها، در کارهای اجتماعي و صحي، راننده گي تاکسي، موترهای سرويس، تعليم و تربيت، ترجماني و مکانيکي مشغول کار هستند. اغلب داکتران افغاني موفق شده اند که در رشته طب کار پيدا کنند و حتي عده ای از آنها دوره های تخصصي خود را در کنار کار پزشکي گذرانده و متخصص شده اند. بعنوان مثال از 18 داکتر افغاني که خارج از فنلند تحصيل کرده بودند، 13 نفر شان تاکنون بعنوان داکتر مشغول کار هستند و 6 نفر شان دوره 6 ساله تخصص خود را نيز موفقانه سپری کرده اند. بر خلاف داکتران که خيلي خوب موفق بوده اند، چون جامعه فنلند به آنها ضرورت مبرم داشته اند، عده ای از متخصصين افغاني که بازار کار فنلند به آنها نياز کمتر داشته اند، نتوانسته اند که در رشته های تخصصي خودشان کار بياند و مشغول کار شوند مانند انجينران، افسران نظامي، کارمندان ادارات دولتي افغاني، اغلب بيکار هستند. به هر حال افغانها مردم زحمت کش و پر تلاش هستند و اين را در پروسه وفق يابي آنها در فنلند نيز مي بينيم.

از سه شهر کوچک که پروسه وفق يابي افغانهای مقيم آن شهر ها مورد مطالعه قرار گرفت، يک شهر آن بعنوان نمونه در اين گزارش نوشته مي شود، تا موفقيت افغانها را نشان دهد: در آن شهر کوچک، جمعا" 134 نفر افغاني که حدود 22 فاميل مي شدند، زندگي مي کردند. مطالعه شد، که آنها فعلا" مصروف چه کارهايي هستند. اين پژوهش نشان مي دهد، که 10 نفر طفل زير 6 ساله افغاني مقيم آن شهر در کودکستان ها و يا در خانه ها از طرف روز نگهداری و مراقبت مي شوند. 18 نفر طفل و نوجوان افغاني در مکاتب ابتدائيه آن شهر مشغول درس هستند. 17 نفر جوان ديگر در ليسه ها و يا مکاتب حرفوی و فني درس مي خوانند. 37 نفر جوان افغاني مقيم آن شهر از ليسه ها و يا مکاتب حرفوی و فني فارغ التحصيل شدند و کلاه سفيد فراغت را با افتخار بر سر شان نهاده اند. 15 نفر افغاني در سن متوسط و کلان سال (بيشتر زنان) مشغول تمرين کاری و ياد گيری زبان فنلندی هستند و تمام روز را از طريق اداره کار مصروف پروسه وفق يابي شان مي باشند. 15 نفر از افغانهای آن شهر مصروف کار هستند. 5 نفر ديگر کارهای شخصي مانند رستورانت و پيتزا دارند. 5 نفر شان بيکار و يا تقاعد نموده اند. لذا، اکثر جمعيت 137 نفری آن شهر، که البته چند فاميل شان از آن شهر به هلسينکي نقل مکان نموده اند، مشغول تحصيل هستند. 37 نفر فارغ التحصيل صنف دوازه و 12 نفر شان وارد موسسات تحصيلات عالي شده و بعضي ها حتي ليسانس و يا ماستری خود را گرفته اند. همچنين آنهايي، که مشغول کار و يا کار آموزی هستند، جمعا" 35 نفر مي شوند. فقط 5 نفر فعلا" کار نمي کنند و يا در سن تقاعد هستند. اين واقعا" باعث افتخار است و بر افغانهای آن شهر بايد تبريک گفت!

مهاجرت و مسايل فرهنگي عامل موثر در وفق يابي هستند. تعدادی از افغانها از کشور ديگر به فنلند مهاجرت کرده اند، طوری که سالها در آن کشور زندگي کرده و فرهنگ آن جامعه بر آنها تاثير گذاشته است. آنها علاوه بر داشتن فرهنگ افغاني، در حقيقت فرهنگ آن جامعه ای را که در آنجا به مدت طولاني زندگي کرده اند، نيز بهمراه شان دارند. بعنوان مثال عده ای از افغانها از ايران، پاکستان، روسيه و هندوستان به فنلند آمده اند و ممکن است، که بعضي از فرزندان شان در کشورها متولد شده باشند. علاوه بر آنها، يک تعداد از افغانها از شهرها و عده ای هم از دهات افغانستان به فنلند مهاجرت نموده اند. زندگي در دهات افغانستان با زندگي در شهرهای مدرن فنلند کاملا" متفاوت است. افغانهايي، که در شهرهای افغانستان زندگي کرده اند، اغلب در خانه های شخصي زندگي نمودند، در حالي که در فنلند، بيشتر آنها در خانه های آپارتماني اسکان داده شده اند. عده ای از افغانها دارای تحصيلات بسيار بالا و عده ای هم ممکن است، که موفق به تحصيل نشده باشند، اين تفاوت ها در جامعه مهاجر و جنگ زده وجود دارند. لذا پروسه وفق يابي در فنلند برای تمام افغانها يکسان و آسان نبوده است. عوامل گوناگون در پروسه وفق يابي آنها تاثير داشته اند؛ اما روی همرفته، اين تحقيق نشان مي دهد، که افغانها يک گروه نبستا" فعال و موفق در فنلند بوده است. شرح کامل اين تحقيق بطور جداگانه در وبلاگ اکادمي فنلند افغانستان منتشر خواهد شد و علاقمندان مي توانند برای مطالعه به وبلاگ اکادمي در ذيل مراجعه کنند: https://afa15.wordpress.com/

در بين سخنرانيها عده ای از اشتراک کننده ها اظهار نظر و يا سئوال نمودند. از جمله آقای عبدالرقيب وهاب زاده، سابق کارمند سازمان آی او ام، سئوال کرد، که آيا ارتکاب جرم تاثيری در قبولي و يا اقامت شخص خارجي دارد؟ پاسخ داده شد، که بلکه تاثير دارد، اما بيشتر از آن توضيح داده نشد. سئوال ديگر آقای وهاب زاده اين بود، که در افغانستان دموکراسي است، با اين وجود، آيا از آن کشور پناهنده پذيرفته مي شود؟ در پاسخ اين سئوال سفير فنلند در افغانستان گفت، که اوضاع در افغانستان دائما" در تغيير است. علاوه از مشکلات امنيتي، وضعيت اقتصادی نيز باعث شده است که يک تعدادی به اين دليل بطرف اروپا مهاجرت کنند. بايد به افغانستان کمک مالي شود تا اوضاع بهبود يابد. آقای ابرهيم روستا از جمله شخصيت های افغاني شرکت کننده در اين سمينار اجازه صحبت خواست و چند دقيقه ای به زبان دری صحبت نمود. آقای شفايي اظهارات وی را ترجمه نمود. آقای روستا از نحوه ای کمک های فنلند انتقاد کرد و گفت که در افغانستان فساد گسترده مالي وجود دارد. کمک های فنلند و ساير کشورهای خارجي بايد با دقت و نظارت بيشتر مصرف شوند. متاسفانه، اکثر کمک ها در افغانستان توسط افراد و ارگانها حيف و ميل شده اند. آقای روستا پيشنهاد کرد، که چرا فنلند کمک های خود را برای کارهای بنيادی و مانده گار به مصرف نمي رساند تا هم نام فنلند در افغانستان بماند و هم کارها موثر تر باشند، بعنوان مثال فرانسه و آلمان در افغانستان مکتب دارند و در بعضي کارهای ديگر نيز کارهای بنيادی تر انجام داده اند. از جانب ديگر در فنلند شخصيت های تحصيل کرده و مجرب افغاني وجود دارند، خيلي از آنها تابعيت فنلند را دارند. آنها مي توانند در امور افغانستان موثر واقع شوند، چرا از آنها تاکنون فنلند مشوره و کمک نخواسته است؟ در پاسخ آقای اوللي روهومکي مسئول امور جنوب آسيای وزارت خارجه فنلند گفت: ما مانند کشورهای بزرگ در صدد آن نبوده ايم، که در افغانستان جايگاه و پايگاه داشته باشيم. بنام فنلند کدام جايي را داشته و بر بالای آن، بيرق فنلند را نصب کنيم، بلکه سياست حضور و کمکهای ما بر اساس ارزشهای مردم شمال اروپا بوده، که بنياد آنرا ارزشهای انساني و کمک های بشر دوستانه تشکيل مي دهند. لذا ما در صدد بالا کردن بيرق فنلند در افغانستان نبوده، بلکه در فکر بالا شدن بيرق افغانستان در آن کشور بوده ايم و تنها هدف ما کمک به مردم افغانستان و بهبود اوضاع آن کشور بوده است، برای کسب افتخار و جايگاه کار و فعاليت نکرده ايم. در مورد پيشنهاد دوم، که از قشر تحصيل کرده افغاني، کمک گرفته شود، نظر خوبي است، مي شود در آينده روی توجه شود.

همچنين استاد گلداد خان از شخصيت های سياسي و اکادميک، اظهار نظر نمود. آقای گلداد خان گفت: مشکل افغانستان، تنها مسايل داخلي افغانستان نبوده است، بلکه در آنجا جنگ های نيابتي از جانب خارجي ها و همسايه های افغانستان ادامه داشته است. در زمان اتحاد جماهير شوروی، افغانستان ميدان جنگهای دو بلوک شرق و غرب شد، اکنون نيز در افغانستان جنگهای پلان شده بطور نيابتي ادامه دارند و افغانها در حقيقت قرباني اين جنگ های ناخواسته بوده اند. مشکلات افغانستان، تنها از راه نظامي و کمک های اقتصادی حل نمي شود، بلکه بايد راه حل سياسي برای آن پيدا شود. فنلند يک کشور بيطرف است و مي تواند در اين مسئله موثر واقع شود و کمک کند. صحبت های آقای گلداد خان توسط حامد شفايي از دری به فنلند ترجمه شد.

حامد شفايي، نماينده شاوالي هلسينکي در سمينار و رئيس اکادمي فنلند افغانستان، سئوال کرد، که يک مشکل مهم افغانها که از طريق الحاق خانواده به فنلند مهاجرت مي کنند، اين است، که سفارت فنلند در کابل امور کنسولي را انجام نمي دهد. به اين خاطر، افغانها بايد به سفارت فنلند در دهلي و يا به تهران مراجعه کنند، که اين کار هم پرهزينه است و هم گرفتن ويزای هندوستان و ايران وقت گير و مشکل است. حتي در اين اخير ها، ديده شده است، که بعضي ها دوبار از افغانستان به هندوستان رفته تا فورمه های درخواست اقامت و مصاحبه خود را انجام دهند. اين مشکل، ممکن است باعث شود، که بعضي ها نتوانند به هندوستان و ايران بروند و از حق مهاجرت خود شان محروم شوند. در اين سمينار هم مسئولين بلند پايه اداره مهاجرت فنلند و هم از وزارت امور خارجه حضور دارند، لذا جای مناسب برای مطرح کردن آن است. لطفا" در اين زمينه توجه نماييد. در پاسخ: يک کارمند اداره مهاجرت گفت، که اين مسئله مربوط به وزارت امور خارجه است، چون در خارج از فنلند است. مسئول امور جنوب آسيا گفت، که بهتر است تا سفير ما به اين سئوال پاسخ دهد، که امکانات سفارت فنلند را در افغانستان بهتر مي داند. سفير فنلند در افغانستان، خانم ميسکانن گفت: اين مشکل يک واقعيت است، اما متاسفانه در حال حاضر بخاطر مسايل امنيتي ما قادر به ارائه خدمات کنسولي در کابل نيستيم، ولي در فکر يافتن راه حل خواهيم بود.

در اخير، مجری و رئيس سمينار، دکتور انتيرو از تمام شرکت کننده ها، مخصوصا" از وزارت خارجه، کانون و اکادمي فنلند- افغانستان بخاطر سازماندهي اين سمينار قدرداني نمود و اظهار اميد واری کرد، که همکاريهای اين نهادها ادامه يابند.

مطابق به يک خبر موثق، پس از اين سمينار قرار است، که تصميم اخير اداره مهاجرت نسبت به پناهجويان افغاني و برداشت اداره مهاجرت از اوضاع افغانستان، دوباره مطالعه شود و در آن تجديد نظر بعمل آيد.

تهيه گزارش بطور مشترک توسط اکادمي فنلند- افغانستان "افا" و کانون افغانستاني های فنلند

عکس از: نصرالله پیک